پیشگیری از دیابت

دیابت همه گیری نهفته
ديابت نوع دوم يکي از عمده ترين مسايل بهداشتي، درماني کشورها است که هزينه درماني و از کارافتادگي بسيار بالايي دارد. هم چنين از لحاظ هزينه هاي اقتصادي بايد گفت در تمام سيستم هاي مراقبت بهداشتي هزينه يک فرد ديابتي 2 تا 4 برابر بيش تر از هزينه يک فرد عادي است (1).
آمار جهاني سير افزایشی ميزان شيوع و بروز ديابت نوع 2 را نشان مي دهد. بسياري بر این باور هستند كه ديابت نوع 2 يك بيماري قابل پيشگيري است و مي توان با انجام مداخلات مناسب از بروز ديابت در افراد در معرض خطر جلوگيري نمود. به همين دليل پيشگيري اوليه از ديابت، موضوع بسياري از پژوهش ها طي دهه هاي اخير بوده است. با توجه به اینکه ديابتي ها در ايران روند رو به رشد دارند و با نظر به هشدار سازمان جهاني بهداشت(WHO) نسبت به افزايش ديابت در كشورهاي در حال توسعه، پيشگيري اوليه از ديابت در كشور ما اهميت ويژه اي مي يابد. شناسايي عوامل خطرزاي ایجاد کننده ديابت نوع 2 و تعيين راهكارهاي اجرايي مناسب در جهت كاهش سرعت فزاينده بروز ديابت در جامعه در معرض خطر، كانون توجه محققین مي باشد.
عوامل خطرزا
استعداد ژنتيكی (سابقه خانوادگي)، مقاومت به انسولين، چاقي، اختلال تحمل گلوكز، سابقه ديابت بارداري، فعالیت بدنی کم و رژيم غذايي نامناسب، از مهمترين عوامل خطرزا به شمار مي روند.
ديابت بيماري قابل پيشگيري
اغلب مطالعات، اثر مداخلات رفتاري يا اصلاح شيوه زندگي از طريق افزايش فعاليت بدني افراد و نیز آموزش رژيم غذايي مناسب در پيشگيري اوليه از ديابت را مورد بررسي قرار داده اند، اما مطالعات متعددي نيز اثر داروها بر كاهش ميزان بروز ديابت در جامعه را مورد بررسی قرار داده اند. با توجه به نتايج تحقیقات موجود، به نظر مي رسد طي دهه هاي آينده ديابت به عنوان يك بيماري قابل پيشگيري تلقي شود. البته بطور قطع با توجه به پيشرفت هاي سريع علمي بشر، علاوه بر اصلاح عادات رفتاري و بهبود سبک زندگي در آينده، دستيابي به راه هاي موثرتر و قطعي تري براي پيشگيري از ديابت دور از دسترس به نظر نمي رسد(2).
سازمان جهاني بهداشت، ديابت را «همه گيري نهفته» لقب داده است، لذا فهمیدن اپيدميولوژيك بيماري در برنامه ريزي راهكارهاي مناسب پيشگيري اهميت بسیار دارد.
مبتلایان به ديابت تیپ2 در حال حاضر دويست ميليون نفر برآورد مي شود; اما طبق پيش بيني WHO ميزان بروز و شيوع ديابت در كليه جوامع و به خصوص كشورهاي در حال توسعه بنا به دلایلی مثل تغيير در سبک زندگي (life style)، افزايش اميد به زندگي (life expectancy) و رشد كلي جمعيت در حال افزايش است(2). براساس پیش بینی گزارش WHO سال (1998)، شيوع ديابت از %4 جمعيت بالاي 20 سال در سال 1995به %5/4 در سال 2025 ميلادي خواهد رسيد (2). با توجه به روند رو به رشد ديابت در كشورهاي در حال توسعه، در سال 2025 ميلادي، بيش از 228 ميليون نفر از 300 ميليون بيمار ديابتي جهان در اين كشورها زندگي خواهند نمود(2). در قرن21، دیابت به صورت یک چالش مهم در مدیریت بهداشت جامعه تبدیل شده و این چالش در خاورمیانه جدي تر است.
عوامل خطر و پیشگیری از دیابت
تعريف و مشخص نمودن افراد در معرض خطر، قدم اول در طراحي و برنامه ريزي راهکارهای مداخله اي پيشگيرانه مي باشد
از این جهت که بسياري از عوامل خطرزا سالها پيش از شروع علائم باليني بيماري مشخص می شوند. براي اپيدميولوژيستها، يك عامل خطرزا (risk factor)، صفت يا خصوصيتی است كه در صورت وجود در فرد، با افزايش احتمال ابتلا به بيماري همراه است. البته عوامل خطر ممکن است به صورت مستقيم ايجاد بيماري ننمايند بلكه بصورت ميانجي نقش خود را ایفا نمایند.
پیشگيري از ديابت می تواند در سه سطح اوليه (primary)، ثانويه (secondary) و ثالثيه (tertiary) انجام شود.
پيشگيري اوليه از راه كنترل عوامل خطرزا يا از طريق انجام مداخلات در افراد يا جوامع مستعد بيماري باعث كاهش ميزان بروز بيماري در جامعه می شود. پيشگيري ثانويه شامل شناسايي بيماران ناشناخته يا كساني كه به طور واضح در معرض ابتلا به بيماري هستند؛ می شود. به عنوان مثال غربالگري ديابت در جامعه در بين افرادي كه احتمال بيشتري براي ابتلا به بيماري دارند، انجام شود(7و8). پيشگيري ثالثيه شامل کارهایی است كه براي جلوگيري يا به تأخير انداختن پيدايش عوارض حاد مانند (هيپوگليسمي، كتواسيدوز) يا عوارض مزمن (نارسايي كليه، زخم پا) در بيمار ديابتي انجام می شود(7و8).
چاقي
براساس مطالعات متعدد، افراد چاق در معرض خطر بالاي ابتلا به ديابت هستند (7و9و10و11و12). شواهد اوليه نشان می دهد كه اغلب بيماران ديابت نوع 2 (بيش از %80) چاق هستند و در جوامع با ديابت نوع 2 بیشتر، چاقي شايعتر می باشد و همچنین چاقي با مقاومت به انسولين همراه مي باشد (13).
در بسياري از مطالعات انتشار مركزي چربي بدن (چاقي تنه اي يا آندروييد) به عنوان عامل خطر در ايجاد ديابت شناخته شده است. در چندین مطالعات نشان داده شده است كه چاقي مركزي نسبت به چاقي عمومي بدن، اثر بيشتري بر افزايش خطر ديابت دارد(7و9و10و11).
كم تحركي بدني
مطالعات فراواني كاهش فعاليت بدني در جوامع را مرتبط با افزايش شيوع ديابت نوع 2 در نظر گرفته اند
مطالعات در ايران نشان داده که كمبود تحرك بدني به ويژه در زنان وجود دارد. مطالعه ای در ایران روي 135بيمار ديابتي نشان داد كه %90 زنان ديابتي ايراني در اوقات بيكاري، بي تحرك هستند و ميزان زمان صرف شده جهت فعاليت بدني در اوقات فراغت به طور معني داري كمتر از زنان آمريكايي مي باشد؛ با وجود اینکه زمانی که صرف فعاليتهاي خانه داري مي شود بيشتر از زنان آمريكايي است (20).
رژيم غذايي
برخي بيماري ديابت نوع 2 را بعنوان يك بيماري به حساب می آورند که متاثر از شيوه زندگي (life style disease) می باشد و نيز به عنوان يك بيماري با فعاليت بدني پائین(exercise deficiency disease) يا تغذيه بیش از حد (nutrition excess) تلقی می کنند (10). شيوع ديابت نوع 2 با صنعتي شدن زندگي، بهبود وضع تغذيه و افزايش اميد به زندگي ارتباط نزديك دارد(10). زندگي صنعتي تغييراتي را در روش و فرآيند توليد، ذخيره و توزيع مواد غذايي از جمله افزايش مواد غذایی پرانرژي و سرشار از چربي در پي داشته است(7).
اثر سوء و طولانی مدت و زیاد مصرف مواد غذايي از قبيل غذاهاي پرکالری سرشار از چربي (به ويژه چربيهاي اشباع)، قندهاي تصفيه شده و ساده و نیز فقدان غذاهای حاوي كربوهيدراتهاي مركب (complex) و فيبر طي دهه هاي اخير آشكار مشخص شده است.
مطالعات اپیدمیولوژیک در جوامع گوناگون بر این موضوع دلالت دارد كه افزايش استفاده از چربيهاي اشباع شده و كاهش دريافت فيبر غذايي مي تواند باعث كاهش حساسيت به انسولين و اختلال تحمل گلوكز گردد(7). تغییر نوع زندگي روستايي(سنتي) به نوع شهري با عوض شدن عادات غذايي و كاهش تحرك افراد همراه بوده و احتمال ابتلا به ديابت نوع 2 را افزایش می دهد(7). عواملی مانند سوءتغذيه در ابتداي زندگي، وزن تولد پايين (LBW) و سوء تغذيه مادر يا نارسایی جفت نيز بعنوان عوامل افزايش دهنده احتمال ابتلا به ديابت بيان گرديده اند(7و10).
استعمال دخانيات
در بعضی مطالعات به استعمال دخانيات (smoking) به عنوان عامل افزايش دهنده خطر ابتلا به ديابت اشاره شده است (7). احتمال دارد ارتباط بين استعمال دخانيات و ديابت به این علت باشد كه مصرف سيگار غلظت انسولين ناشتا را كاهش داده و در نتیجه غلظت گلوكز خون بعد از خوردن گلوكز را افزايش دهد (13). مطالعات اخير نقش احتمالي مصرف سيگار را در چاقي شكمي و WHR بالا مطرح نموده است (13)
ديگر عوامل خطرزا
فشارخون بالا، اختلالات ليپيدها (كلسترول بالا، كلسترول با چگالی بالای (HDL) پايين، تري گليسريد بالا)، بيماريهاي عروق محيطي، افزايش اسيداوريك، افزايش هموگلوبين، كاهش غلظت كروم خون و برخي عوامل ديگر ممكن است در پيدايش ديابت مؤثر باشند. البته عواملی مثل سن و جنس و نژاد و ژنتیک هم موثر هستند ولی چون قابل تغییر و اصلاح نیستند در مورد آنها بحث نمی کنیم.
مداخلات پيشگيري كننده از ابتلای به ديابت، ديابت نوع 2 را به عنوان يك بيماري قابل پيشگيري تلقي مي نمايند.
مداخلات عمده اي كه به منظور پيشگيري اوليه از ديابت نوع 2 پيشنهاد گرديده است را مي توان به دو گروه
تقسيم نمود:
الف- مداخلات رفتاري يا اصلاح شيوة زندگي
ب- دارو درمانی
مداخلات رفتاري
اين احتمال وجود دارد كه مداخله در سبک زندگي با مورد هدف قرار دادن كاهش وزن و افزايش فعاليت فیزیکی، به پيشگيري از ديابت نوع 2 كمك نمايد(24).
مطالعات زيادي در مورد اثر تغذيه بر بروز ديابت صورت گرفته است(7و10و13). مطالعات تجربي و اپیدمیولوژیکی دلالت بر این دارد كه الگوي مصرف غذاي رژيم غربي (كربوهيدرات پايين، فيبر كم و چربي فراوان) به اختلال در تحمل گلوكز منجر شده و از طرفی با تبديل اين رژيم به نوع سنتي بهبود تحمل گلوكز ايجاد مي شود. اینطور به نظر مي رسد رژيم با كربوهيدرات فراوان (به ويژه با كربوهيدراهاي مركب) و فيبر بالا از اختلال تحمل گلوكز و ديابت محافظت نمايد(7).
نشان داده شده فعاليت بدني منظم باعث افزایش حساسيت به انسولين شده، تحمل گلوكز را بهبود مي بخشد(7و10).
علاوه بر آثار مطلوب ورزش بر حساسيت انسولين، انجام فعاليت بدني در تسهیل كاهش وزن و مداومت كاهش وزن ايجاد شده نيز مفيد است.
انجام تمرينهاي ورزشي باعث برداشت چربي از نواحي مركزي بدن مي گردند و از آتروفي عضله نيز پیشگیری می کنند.
توسط مركز پيشگيري و كنترل بيماريها و دانشكده طب ورزشي آمريكا، فعاليت بدني متوسط مانند پياده روي به مدت 150دقيقه درهفته (معادل 700كيلوكالري در هفته) پيشنهاد شده است(24).
بطور قطع براي به موفقيت حداكثری يك كارآزمايي باليني، هم رژيم غذايي و هم فعاليت فيزيكي مناسب بايد قسمتي از مداخله باشند(26).
از اصولي ترين برنامه هاي پيشگيري از ديابت، كاهش وزن در بيماران چاق است(28).
Reffrencess:
1.عزيزي، فريدون. اپيدميولوژي ديابت در ايران. چكيده نامه سمينار افقهاي جديد در آموزش و درمان ديابت (27-26ارديبهشت ماه ).1380؛ تهران، ايران؛ تهران: بنياد امور بيماريهاي خاص؛ .1380ص.9-6
.2دولتشاهي، پريسا. نتايج حاصل از اجراي طرح پيشگيري و كنترل بيماري ديابت در 17دانشگاه پايلوت. چكيده نامه سمينار افقهاي جديد در آموزش و درمان ديابت ). 27-26ارديبهشت ماه،(1380تهران، ايران؛ تهران: بنياد امور بيماريهاي خاص؛ .1380ص .5
3. لنكراني مهناز*, زاهدي فرزانه . پيشگيري اوليه از ديابت نوع 2. مجله ديابت و متابوليسم ايران (مجله ديابت و ليپيد ايران). : بهار و تابستان 1381 , دوره 1 , شماره 2 ; از صفحه 87 تا صفحه 106
4. Engelgau MM, Aubert RE, Thompson TJ, Herman WH. Screening for NIDDM in nonpregnant adults. A review of principles, screening tests, and recommendations. Diabetes Care 1995;18: 1606-18.
5. اميني، مسعود؛ خديوي، رضا؛ حقيقي، ساسان؛ محموديان، سيداحمد؛ حريري، محمدحسين. بررسي ميزان هزينه هاي اقتصادي بيماري ديابت در بيماران ديابتي نوع دو تحت پوشش مركز تحقيقات غدد و متابوليسم اصفهان در سال 1377(چاپ نشده).
6. فرقاني، بدرالملوك؛ كسائيان، نازيلا؛ فقيهايماني، بابك؛ حسينپور، مهرداد؛ اميني، مسعود. بررسي فعاليت فيزيكي در زنان ديابتي غيروابسته به انسولين. مجله غدد درونريز و متابوليسم ايران 1379؛ سال ). 2شماره .173-
7. WHO Study Group. Prevention of Diabetes Mellitus, WHO technical series 844. Geneva: World Health Organization; 1994.
8. Tuomilehto J. Primary prevention of non-insulin-dependent diabetes mellitus: a dream or reality? In: Alberti KGMM, Mazz RS. Frontiers of diabetes research: current trends innon-insulin-dependent diabetes mellitus. Proceedings of Symposium on NIDDM: Research and Clinical Frontier’s Diabetes; 1989; New York, United States; Netherlands: Elsevier Science Publishers; 1989. p 101-15.
9. Bergenstal RM, Rubenstein AH. Diabetes mellitus: therapy. In: DeGroot LJ (editor).Endocrinology. Philadelphia: Saunders; 1995. p 1482-505
10. Kahn CR, Weir Gc (editors).Joslin’s Diabetes Mellitus. .Philadelphila: Lea & Febiger; 1994.
11. Pi-Sunyer FX. Weight and non-insulin dependent diabetes mellitus. American Journal of Clinical Nutrition 1996; 63(suppl.).: 426S-429S.
12. Ohlson LO, Larsson B, Bjorntorp P, Eriksson H, Svardsudd K, Welin L, et al. Risk factors for type 2 (noninsulin-dependent). diabetes mellitus. Thirteen and one-half years of follow-up of the participants in a study of Swedish men born in 1913. Diabetologia 1988; 31: 798-805
13. Spelsberg A, Manson JE. Towards prevention of non-insulin-dependent diabetes mellitus. In:Leslie RDG. Causes of Diabetes: Genetic and Environmental Factors. Chichester: John Wiley & Sons; 1993. p 319-45.
14.ثمره، محمديان؛ فرحنازرجبيان، رضا. ديابت و چاقي. مجله غدد درونريز و متابوليسم ايران، ويژه پنجمين كنگره بين المللي غدد درون ريز ؛ 18-15شهريور ماه 1378؛ تهران، ايران؛ تهران: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛ .1378
15.ميرميران، پروين؛ شريفي، فرانك؛ نوايي، ليدا؛ محرابي، يداالله؛ عزيزي، فريدون. شيوع افزايش وزن و چاقي: ارتباط باعوامل خطر و شهرنشيني در ايران، مجله غدد درونريز و متابوليسم ايران، ويژه پنجمين كنگره بين المللي غدددرون ريز؛ 18-15ارديبهشت ماه 1378؛ تهران، ايران؛ تهران: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛ .1378
16.اله وردي، سيما؛ ميرميران، پروين؛ رحماني، مازيار؛ مجيد، محمد؛ امامي، حبيباالله؛ سربازي، نرگس؛ و همكاران. تعيينشيوع چاقي در افراد بالغ ساكن منطقه 13تهران: گزارش اوليه مطالعه قند و ليپيد تهران. مجله غدد درون ريز ومتابوليسم ايران، ويژه پنجمين كنگره بين المللي غدد درون ريز؛ 18-15ارديبهشت ماه 1378؛ تهران، ايران؛ تهران: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛ .137
17.پژوهي، محمد؛ لاريجاني، باقر؛ باستانحق، محمدحسن؛ جانگداز، محمد؛ سجادي، عليرضا؛ شيرزاد، محمود؛ و همكاران. تأثير چاقي بر روي شيوع ديابت نوع دو بزرگسالان. خلاصه مقالات سومين كنگره بين المللي غدددرون ريز؛ 17-13شهريور ماه 1374؛ تهران، ايران؛ .
18. Pi-Sunyer FX. Weight and non-insulin dependent diabetes mellitus. American Journal of Clinical Nutrition 1996; 63(suppl.).: 426S-429S.
19. Knowler WC, McCance DR, Nagi DK and Pettitt DJ. Epidemiological studies of the causes ofNIDDM. In: Leslie RDG. Causes of Diabetes: Genetic and Environmental Factors. Chrichester: John Wiley & Sons; 1993. p 188-218.
20.فرقاني، بدرالملوك؛ كسائيان، نازيلا؛ فقيهايماني، بابك؛ حسينپور، مهرداد؛ اميني، مسعود. بررسي فعاليت فيزيكي در زنان ديابتي غيروابسته به انسولين. مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران 1379؛ سال ). 2شماره .173-169
21.لاريجاني، باقر؛ باستانحق، محمدحسن؛ پژوهي، محمد؛ طلايي، افسون. بررسي وضعيت تغذيه ساكنان شهر تهران و بيماران ديابتي درطرح پژوهشي ديابت نوع دو بزرگسالان. خلاصه مقالات سومين كنگره بين المللي غدد درون ريز؛ 17-13شهريور ماه 1374؛ تهران، ايران؛ تهران: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي؛
22. Dierkx RI, van de Hoek W, Hoekstra JB, Erkelens DW. Smoking and diabetes mellitus. Netherlands Journal of Medicine 1996; 48: 150-62. .
23. Knowler WC, McCance DR, Nagi DK and Pettitt DJ. Epidemiological studies of the causes of NIDDM. In:Leslie RDG. Causes of Diabetes: Genetic and Environmental Factors. Chrichester: John Wiley & Sons; 1993. p 188-218.
24. The Diabetes Prevention Program Research Group. The Diabetes Prevention Program: design and methods for a clinical trial in the prevention of type 2 diabetes. Diabete Care 1999; 22(4).: 623-34.
25. Eriksson J, Tuominen J, Valle T, etal. Aerobic endurance exercise or circuit-type resistance training for individuals with impaired glucose tolerance? Hormone and Metabolic Research 1998; 30(1).: 37-41.
26. Kriska AM, Blair SN, Pereria MA. The potential role of physical activity in the prevention ofnon-insulindependent diabetes mellitus: the epidemiological evidence. Exercise and Sport Sciences Reviews 1994; 22: 121-43.
27. Pan X, Li G, Hu Y, Wang J, Yang W, An Z, et al. Effects of diet and exercise in preventing NIDDM in people with impaired glucose tolerance: the DaQing IGT and Diabetes study. Diabetes Care 1997; 20: 537- 44.
28. Long SD, O’Brien K, MacDonald KG Jr, Leggett-Frazier N, Swanson MS, Pories WJ, et al. Weight loss in severely obese subjects prevents the progression of impaired glucose tolerance to type II diabetes. A longitudinal interventional study. Diabetes Care 1994;17: 372-5

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟ در پاسخ به این سوال که عشق نوروتیک چیست؟ باید گفت …

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن

مهارت نه گفتن «نه» گفتن یکی از مهارت‌های زندگی است که روانشناسان همیشه …