دسته: <span>روان درمانی اختلالات شخصیت</span>

خشونت خانگی

خشونت خانگی

خشونت خانگی

تعریف: خشونت خانگی خشونتی است که در محیط (حوزه) خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و عمیقاً میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده اند.

خشونت خانگی مراقبت سایر اعضای خانواده با بکارگیری زور و اعمال رفتارهایی است که از نظر جسمی، جنسی و روانی خشونت آمیز هستند.

خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت‌آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات جامعه‌شناسی، هدف اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند. دومین نوع خشونت معمول در خانواده، خشونت علیه زنان است.

اقسام خشونت خانگی به اعتبار نوع خشونت

 خشونت جسمی، خشونت روانی، خشونت جنسی، خشونت بهداشتی، خشونت مالی و… می شود.

به اعتبار شخص نیز خشونت خانگی ممکن است در یکی از اشکال

 همسرآزاری، کودک آزاری، فرزندکشی، ضرب و جرح و یا قتل والدین و خشونت فرزندان درباره ی یکدیگر ظهور و بروز پیدا کند.

گونه‌ها

خشونت فیزیکی: تنبیه بدنی، قطع عضو، قتل

خشونت جنسی: تجاوز جنسی، سوءاستفاده جنسی، قوادی

خشونت روانی: باج خواهی، توهین، تحقیر، تهدید، حسادت، شک

محرومیت و محدودیت: از بین بردن استقلال مالی، مصادره اموال، ازخود بیگانگی

شایع‌ترین نوع خشونت خانگی در میان گونه‌های خشونت خانگی، خشونت روانی (توهین و تحقیر) است.

 چرخه

فاز اول – تنش

فرد مهاجم عصبانی شده، شروع به تهدید می‌کند و سکوت سنگینی را به قربانی تحمیل می‌کند. قربانی تلاش می‌کند فضا را آرام کند و در رفتار و گفتار خود دقت کند تا مهاجم را خشمگین‌تر نکند.

فاز دوم – بحران

 در این فاز از خشونت خانگی فرد مهاجم خشونت جسمی، جنسی، روانی اقتصادی و کلامی را اعمال می‌کند. قربانی احساس تحقیر شدگی می‌کند و خود را در وضعیتی غیر عادلانه گرفتار می‌بیند.

فاز سوم – توجیه

فرد مهاجم تلاش می‌کند رفتار خشن خود را توجیه کند. قربانی تلاش می‌کند تا این توضیحات را درک کند. در مورد رفتار و گفتار خودش دچار شک می‌شود و خود را مسئول وضع پیش آمده احساس می‌کند.

فاز چهارم – ماه عسل

 مهاجم پوزش می‌خواهد، درخواست کمک می‌کند یا حتی سخن از خودکشی به میان می‌آورد. قربانی به او شانس دیگری می‌دهد، به مهاجمش کمک می‌کند و تلاش می‌کند تا رفتار خود را تغییر دهد. قربانی با پذیرش ضمنی اینکه رفتارش باید تغییر کند، بهانه را برای ایجاد خشونت روانی بعدی می‌دهد و به صورت تدریجی در موضع مورد خشونت واقع شده تثبیت می‌شود.

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

ویژگی های شایع اختلال شخصیت

ویژگی های شایع اختلال شخصیت

برخی از ویژگی های شایع اختلال شخصیت:

در این پست به بررسی برخی از ویژگی های شایع اختلال شخصیت می پردازیم:

اسكیزوئید

با علایم مردم گریزی، منزوی و تنها، دیرآشنا و كناره گیر، اجتناب از روابط نزدیك، سرد و بی انعطاف.

پارانوئید

سوء ظن و تفسیرهای مظنونانه و بدخواهانه از اعمال دیگران، ظنین بودن بدون دلیل و شواهد كافی به اینكه سایران قصد آسیب رسانی، بهره كشی و فریب از او را دارند و احساس می كنند كه اهمیت زیادی دارند و نیز دارای استعدادی غیرعادی هستند.

اسكیزوتایپ

تفكر سحرآمیز، عقاید انتساب، مسخ دنیای واقعیت، تفكر و گفتار عجیب و غریب و رفتارها یا ظاهر غیرعادی و نامتعارف (اعتقاد زیاد به تله پاتی و غیب دانی)

نمایشی

رفتارهای متظاهرانه و تئاترگونه، اشتیاق ها و هیجانهای كوتاه مدت، اما بسیار شدید و غلیظ و مشغولیت به خود، بی ثبات عاطفی، اتكا به دیگران، رفتارهای پر زرق و برق و آرایش های غلیظ یا پوشیدن لباسهایی كه جلب توجه می كند، هیجانی و تحریك پذیر، اما برای برقراری وابستگی های عمیق ناتوان بوده و به توجه طلبی از سوی دیگران نیاز دارند.

خود شیفته

خود بزرگ بینی، نیاز به تمجید و ناتوان از همدلی با دیگران، خودپسندی، خیالبافی در خصوص موفقیت، قدرت و درخشندگی هوش، خواهان علاقه مندی دیگران به خودشان بدون آنكه این علاقه را به آنان برگردانند.

ویژگی های شایع اختلال شخصیت

ضد اجتماعی

ناتوان در برقراری روابط طولانی، بی توجهی به احساسات دیگران، رفتارهای تكانشی و پرخاشگرانه، تحمل كم در برابر ناملایمات، تمایل به خشونت، فقدان احساس گناه و ناتوانی در عبرت گرفتن از اشتباهات، رفتارهای جنایی و پرخاشگرانه بدون در نظر گرفتن حقوق دیگران و تجاوز به حقوق سایران و دروغگویی و فریب كاری.

مرزی

بی ثباتی فوق العاده در عاطفه كه بین عشق و تنفر حركت می كند، بی ثباتی خلق و رفتار، ناتوانی در برقراری روابط استوار، احساس ملال دایم، خودزنی و خودكشی های مكرر، طغیان های خشم و كتك كاری.

اجتنابی

كناره گیری اجتماعی، احساس بی كفایتی و حساسیت زیاد نسبت به طرد یا انتقاد دیگران، دوری كردن از فعالیتهای شغلی كه لازمه اش ارتباط با مردم است. به دلیل ترس از انتقاد و تأیید نكردن و طرد شدن.

وابسته

در برابر خواسته دیگران ضعیف و منفعل هستند. اعتماد به نفس ندارند و رفتارهای مطیعانه و متكی به دیگران داشته و تمایل دارند كه تحت مراقبت باشند.

وسواسی

خشكی زیاد از حد، با وجدان بودن، وظیفه شناسی و نظم و ترتیب بیش از حد، سرسختی و كمال گرایی افراطی در تكمیل وظایف محوله و اشتغال ذهنی زیاد در مورد نظم، شستشو، كمال گرایی و كنترل بسیار جدی و فاقد حس درك شوخی و به دلیل ترس از ارتكاب اشتباه در تصمیم گیری مردد هستند.

منفعل مهاجم

تأخیر بیهوده در كارها و پرخاشگری خود را به صورت مسامحه در كار، اشكال تراشی، كم كاری و یكدندگی نشان می دهند.

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

اختلال شخصیت

اختلال شخصیت

اختلال شخصیت

اختلال شخصیت چیه؟

اختلال شخصیت داشتن مجموعه‌ای از صفت‌های شخصیتیِ پایدار هست که در جنبه‌های مختلف زندگی‌ دیده می‌شوند، در طول زمان مداومت دارند و باعث می‌شوند فرد در زندگی عاطفی، شغلی، روابط بین‌فردی و دیگر بخش‌های زندگی‌‌اش به مشکل بربخورد و اذیت شود. این صفت‌ها از اوایل جوانی یا حتی نوجوانی وجود دارند. وقتی بشوند، این صفت‌ها ممکن است با مشکلات سخت زندگی شدیدتر شوند، اما هیچ‌وقت کلا از بین نمی روند.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟

  • اختلال شخصیت مرزی یک اختلال سلامتی ذهنی است که بر نحوه تفکر و احساس درباره خود و دیگران تاثیر می گذارد و باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی روزمره می شود. شامل روابط قوی ناپایدار، تصویر تحریف شده از خود، احساسات شدید و تکانشگری می باشد.
  • افراد با اختلال شخصیت مرزی، ترس شدیدی از رها شدن یا بی ثباتی دارند و ممکن است در تحمل تنهایی مشکل داشته باشند، با عصبانیت نامناسب، تکانشگری و نوسانات روحی مکرر ممکن است دیگران را از خود دور کنند، اگرچه می خواهند روابط عاشقانه و پایداری داشته باشند.
  • اختلال شخصیت مرزی معمولاً از اوایل بزرگسالی آغاز می شود و این وضعیت طی بزرگسالی بدتر می شود و ممکن است بتدریج با افزایش سن و سال بهتر شود.

مجموعه‌ای از ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی:

ترس از ترک‌ شدن

شخصیت‌های مرزی با ترس بزرگی مواجهند و آن اینکه نکند یک‌وقت عزیزان‌شان آنها را تنها بگذارند. طردشدن از طرف فردی دیگر، مثل پتکی یک‌تُنی بر سر آنها می‌خورد و اذیت‌شان می‌کند. شرایط برای آنها از این حد هم فراتر است. اگر دوستی فقط چند دقیقه دیر سر قرار بیاید یا قرار را لغو کند ، ترس شخصیت مرزی عود می‌کند و وحشت، وجودش را فرامی‌گیرد.

روابط پرتنش

سخت‌ترین بخش زندگی برای شخصیت‌های مرزی، روابط بین‌فردی است. فرقی نمی‌کند این رابطه با مادر و پرستار و رفیق باشد یا رابطه‌ای عاشقانه. شخصیت‌های مرزی، خدایان نگاه صفروصدی به وقایع‌اند.

بی‌ثبات‌بودن تصویر فرد از خودش

باور به اینکه «من آدم بدی هستم». بعضی وقت‌ها همین باور و اعتماد به‌ نفسِ کم باعث می‌شود درست زمانی که چیزی نمانده به هدف‌شان برسند، خودشان را دست‌کم بگیرند و جلوِ موفقیت خودشان بایستند، مثلا درست نزدیک فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، تصمیم بگیرند تحصیل را کنار بگذارند، یا وارد رابطه‌ی جدیدی بشوند و درست در همان زمانی که به‌نظر می‌رسد این رابطه قرار است ماندگار باشد، از آن بیرون بیایند.

رفتارهای تکانشی و خطرناک

بعضی افرادِ مرزی، افرادی تکانشی هستند؛ این یعنی خیلی ناگهانی به ذهن‌شان خطور می‌کند که فلان کار را انجام بدهند و بلافاصله بدون فکرکردن، همان‌جا عملی‌اش می‌کنند. بیشترِ کسانی که اختلال شخصیت مرزی دارند، حوصله‌شان خیلی زود سرمی‌رود. برای همین کارهای تکانشی‌ از نوع خطرناک انجام می دهند تا ایجاد هیجان کند، مثلا همین رانندگی غیرعادی، مصرف مواد مخدر، قمار یا روابط جنسی پرخطر.

خودزنی و خودکشی

شخصیت‌های مرزی ممکن است بارها و بارها اقدام به خودکشی کنند؛ همان‌طورکه ذکر شد، تنهاماندن و ترک‌شدن برایشان بسیار دردناک است، بنابراین اگر فکر کنند یکی از نزدیکانشان به هر دلیلی می‌خواهد از آنها دور شود، ممکن است از تهدید به خودکشی به‌عنوان حربه استفاده می‌کنند تا جلوِ رفتنش را بگیرند. البته این به این معنی نیست که بلوف می‌زنند، بلکه ۱۰درصد آنها واقعا تا آخر خط می‌روند و واقعا خودکشی می‌کنند

هیجان‌های بی‌ثبات

وقایع و اتفاق‌ها به‌شدت روی شخصیت‌های مرزی اثر می‌گذارند و گاهی اتفاق کوچکی می‌تواند خُلق‌شان را کاملا از این رو به آن رو کند و نیز شخصیت‌های مرزی به هیجانات مختلف عادت نمی‌کنند.

عصبانیت غیرعادی

وقتی مسئله‌‌ی عصبانی‌کننده‌ای پیش می‌آید، افراد مرزی ممکن است نسبت‌به بقیه‌ی افراد، خیلی بیشتر به موضوع واکنش نشان بدهند یا اینکه خیلی سریع‌تر خشم‌شان فوران کند.

درمان

اختلال شخصیت مثل افسردگی و اضطراب به‌راحتی درمان نمی‌شود چون:

این ویژگی‌های مشکل‌دار از زمان نوجوانی با فرد بوده‌اند و در جان و تنش ریشه کرده‌اند. نمی‌شود کل شخصیت طرف را از پایه خراب کرد و از اول ساخت.

همچنین بعضی مبتلایان به اختلال شخصیت، به‌کل مشکلی در خودشان نمی‌بینند؛ همین باعث می‌شود سفت و محکم جلوِ تغییرکردن بایستند و خوب نشوند.

و نیز خیلی وقت‌ها آدم‌ها در کنار اختلال شخصیت‌شان مشکلات دیگری هم دارند، مثلا مرزی‌ها ممکن است هم‌زمان افسرده هم باشند یا با مشکل سوءمصرف مواد هم سروکله بزنند.

اما نگران نباشید؛ خبر خوش هم اینکه برخلاف بیشتر اختلال‌های شخصیت، افراد مرزی خودشان حسابی دنبال درمان‌اند و برای همین درمان‌شان خیلی بیشتر مؤثر است! چون خودشان متوجهند که مشکلات‌شان چقدر اذیت‌شان می‌کند. اگر روان‌شناس، برخورد درستی نشان دهد، این افراد مشتاق‌اند در صورت لزوم، در خودشان تغییری ایجاد کنند.

دو راه اصلی برای درمان یکی روان‌درمانی و دیگری خوردن دارو. هم روان درمانی و هم در حینش دارو بخوریم  بهترین راه است.

حتما به روان‌شناسی مراجعه کنید که مطمئنید کارش را بلد است.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

خطای شناختی

خطای شناختی

5 خطای شناختی به همراه مثال

1. تفکر همه یا هیچ (صفر یا صد)

افرادی که اینگونه می‌اندیشند، همه چیز را سیاه و سفید می‌بینند. آنها باور دارند یا کاری را عالی انجام داده‌اند و یا آنکه آن کار هیچ ارزشی ندارد. خود را گاهی بی عیب و عالی و گاهی بد و ناقص می یابند. آنها توان طیفی دیدن امور را ندارند، در حالیکه می‌دانیم اکثر مهارت‌ها و فعالیت‌های انسان در حد وسط قرار دارد. به همین دلیل افرادی که اینگونه می‌اندیشند، آمادگی بسیاری برای دچار شدن به اضطراب و افسردگی دارند.

اضطراب به جهت آنکه نگرانند مبادا به استانداردهای بالا و غیرمعقولی که در ذهن دارند، نرسند و افسردگی به‌واسطه آنکه بسیاری از کارهای آنها در گذشته با وجود تلاش زیاد، به استانداردهای ذهن آنها نرسیده است که این از نظر آنها شکست محسوب می‌شود.

خطای شناختی همه یا هیچ، پایه و اساس کمالگرایی است.مثال: دانشجویی که همیشه ۲۰ می‌گرفت، وقتی یکبار ۱۸ گرفت با خود گفت: «من یک شکست خورده هستم». مردی که فکر می‌کند یا باید فلان ماشین را بخرد و یا هیچ ماشینی نمی‌خرد.

فردی که فکر می‌کند یا باید در کار موسیقی خود در حد استادم بشوم، یا آنکه بهتر است آن را رها کنم. زن خانه‌داری که با وجود آنکه ۵ نوع غذا درست کرده است و همه از میهمانی راضی بودند، چون سالاد را فراموش کرد میهمانی خود را خراب شده توصیف می‌کند. فردی که باور دارد اگر کاری را انجام ندهد، بدرد نخور است. دانش‌آموزی که می‌گوید اگر در کنکور قبول نشوم، یک بازنده هستم.

2. تعمیم مبالغه‌آمیز (یا احتمال بیش از حد)

در این نوع از خطاهای شناختی، فرد دچار تفکر همیشه یا هرگز می‌شود و شدت هر اتفاق را پر‌رنگ‌تر از مقدار واقعی آن می‌بیند و یا آنکه یک واقعه منفی را به کل زندگی تعمیم می‌دهد. تعمیم مبالغه‌آمیز را می‌توان در افرادی که دچار ترس از هواپیما، آسانسور، سگ و یا … هستند مشاهده کرد.

فردی که یکبار دچار چاله هوایی شده است، احتمال وقوع مجدد آن را بسیار بیشتر از مقدار واقعی آن در نظر می‌گیرد. فردی که یکبار تقاضای آشنایی از دختری کرده و جواب منفی شنیده است، باور دارد که هر دختری به او جواب رد خواهد داد.

اگر یکبار فردی باعث ناراحتی شما شده است، گمان می‌کنید او همیشه باعث ایجاد ناراحتی شما می‌شود.اگر از افرادی که دچار ترس پرواز هستند سوال کنیم که چند درصد احتمال می‌دهند هواپیمایشان دچار سانحه شود، آنها به‌طور معمول بین ۲۰ تا ۵۰ درصد را ذکر می‌کنند؛

در حالیکه می‌دانیم احتمال سانحه هوایی و سقوط هواپیما در طول زندگی یک نفر، ۱ در ۲۰۰۰۰ است؛ درحالیکه این عدد برای تصادف ماشین، ۱ در ۱۰۰ می‌باشد. این در حالی است که ۱ نفر از هر سه نفر از مسافرت هوایی می‌ترسند. دلیل این امر، خطای شناختی احتمال بیش از حد می‌باشد.

این نوع از خطاهای شناختی را می‌توان در جملاتی مانند: «اگر یک سنگ از آسمان نازل شود، به سر من می‌خورد» و یا «هر چه سنگ است، پیش پای لنگ است» سراغ گرفت.

خطای شناختی تعمیم مبالغه‌آمیز منجر به افسردگی (مثال: در کار خود موفق نشدم، هیچوقت موفق نمی‌شوم) و اضطراب (دفعه قبل حین رانندگی تصادف کردم، پس دیگر رانندگی نمی‌کنم، دفعه پیش هنگام سخنرانی دچار وحشت شدم، برای همین هیچوقت نمی‌توانم سخنرانی کنم) می‌شود.

3. فیلتر منفی

در این نوع از خطاهای شناختی، یک نکته منفی در یک مجموعه، کل آن مجموعه را زیر سوال می‌برد؛ مانند: جوهر سیاه رنگی که اگر در آب ریخته شود، کل آب را سیاه می‌کند. مثال: به پیک‌نیک رفته‌اید و همه چیز به خوبی و خوشی پیش رفته است، ولکن در لحظه آخر باران باریده است. از نظر شما کل پیک‌نیک خراب شده است.

روابط خوبی با همسرتان دارید و او فردی مهربان و با محبت نسبت به شما است، ولی به‌دلیل مشغله کاری، روز تولدتان را فراموش می‌کند.

از نظر شما همه چیز رابطه شما پوچ و بی‌معنی می‌شود.فیلتر منفی به‌مقدار زیاد در افراد افسرده وجود دارد و از آنجایی که فرد افسرده این نوع نگاه بدبینانه خود را واقعی و مطابق حقیقت می‌پندارد، هیچ چیز در زندگی او به‌طرز خوب و صحیحی پیش نمی‌رود.

زیرا فکر فرد بدبین مسلماً در هر واقعه‌ای می‌تواند یک نکته منفی بیابد که از نظر او مساوی است با خراب شدن کل آن اتفاق یا موضوع. تولد خوبی بود ولی کیک کم آمد. لپ‌تاپ خوبی است، ولی کیبرد آن اندکی سفت است. فرد دارای این نوع خطای شناختی به سختی از زندگی خود احساس شادی و رضایت می‌کند.

4. بی‌توجهی به امر مثبت

این نوع از خطاهای شناختی را نیز به‌مقدار زیاد در افراد افسرده می‌توان یافت. فرد به تجربیات و اتفاقات خوبی که برایش پیش می‌آید، بی‌توجه است و یا تعریف‌های خوب دیگران را در مورد خود قبول نمی‌کند. این افراد برای جنبه‌های مثبت زندگی خود ارزشی قائل نمی‌باشند و آن را بی‌اهمیت می‌دانند.

اگر در شغل خود موفق است، می‌گوید: آنقدرها هم کار مهمی انجام نداده‌ام، این کار از دست هر کسی بر می‌آید. اگر فردی از او تعریف کند، آن را به حساب تعارف می‌گذارد. او به‌دلیل عزت‌نفس اندکی که دارد، هیچ چیز مثبتی را درباره خود نمی‌پذیرد.

اگر در موسیقی رتبه اول شود، می‌گوید اتفاقی بوده و یا آنکه در این سطح، اول شدن ارزشی ندارد. اگر کسی او را مهربان بداند، می‌گوید او حقیقتاً من را نشناخته است، اگر بیشتر من را بشناسد نظرش عوض می‌شود. اگر کسی بگوید امروز سر کار دچار حمله وحشت نشدی، می‌گوید به‌خاطر آن بود که سرم گرم بود وگرنه دچار حمله می‌شدم.

5. درشت‌بینی (فاجعه‌سازی) و ریزبینی

افراد افسرده معمولاً خطاهای خود را بزرگ کرده و نکات مثبت زندگی خود و توانایی‌هایشان را ریز و بی‌اهمیت در نظر می‌گیرند. مانند: «درست است که تحصیلکرده، ورزشکار و موفق هستم ولی کسی به‌خاطر دماغ بزرگم حاضر نیست پیشنهاد دوستی من را بپذیرد»- «آدم باهوشی هستم ولی چه فایده، چهره زیبایی ندارم، همه این روزها به‌دنبال فرد زیبا می‌گردند.»

فرد اتفاقات بدی را که برای او افتاده است و یا آنکه فرد گمان می‌کند شاید اتفاق بیفتد را بسیار بدتر از آنچه واقعاً هست درک می‌کند. «اگر جواب رد به من بدهد، من آبرویم پیش همه می‌رود»، «اگر بمیرم بهتر است تا آنکه در کنکور قبول نشوم».

در این نوع از خطاهای شناختی، فرد از سویی دیگر معمولاً موفقیت‌های دیگران را بزرگتر از آنچه هست و مشکلاتشان را کوچک در نظر می‌گیرد.

6. خود مقصر پنداری

در این نوع از خطاهای شناختی شما گمان می‌کنید که بایستی بتوانید همه چیز را کنترل کنید، بنابراین اگر خطا یا اشتباهی در جایی و توسط کسی پیش بیاید شما خودتان را مقصر می‌دانید. همسرتان با زن دیگری ارتباط برقرار کرده است و شما با خود می‌گویید:

«تقصیر من است، اگر از لحاظ جنسی گرم‌تر بودم، اگر زیباتر بودم، اگر بیشتر برای همسرم وقت می‌گذاشتم و اگر …، این اتفاق نمی‌افتاد.»

در حالیکه در رفتار همسر شما چندین عامل دخیل است که شما هیچ کنترلی بر آنها ندارید.فرزند شما در مدرسه عملکرد خوبی ندارد و شما به‌جای آنکه به‌دنبال دلیل واقعی آن باشید، خود را مقصر می‌دانید. خود مقصر پنداری منجر به احساسات گناه، شرم و عدم کفایت می‌شود. شما خود را والد باکفایتی نمی‌دانید و از این بابت احساس گناه و تقصیر می‌کنید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

تاثیر بیماری بر شخصیت

تاثیر بیماری بر شخصیت

 بیماری هایی که شخصیت افراد را تغییر می دهند !

بیماری های علاوه بر مشکلات جسمی که ایجاد می کنند باعث بروز مشکلات روحی نیز می شوند و بر روی شخصیت فرد بیمار هم تاثیر می گذارند.در اینجا تاثیر بیماری را بر شخصیت افراد مورد بررسی قرار می دهیم.
بیماری هایی که شخصیت شما را تغییر می دهند !

بیماری پارکینسون

بیماری پارکینسون با کمی لرزش در دست ها شروع می شود و در نهایت بر روی راه رفتن، صحبت کردن، خوابیدن و فکر کردن شما تاثیر می گذارد. حتی در مراحل اولیه منجر به وسواس نسبت به جزئیات یا بی توجهی ناگهانی می شود. در مراحل پیشرفته تر فرد فراموشکار می شود یا مانند گذشته اجتماعی نیست. به علاوه در این شرایط جهت دهی به افکار کار سختی خواهد بود.

بیماری هانتینگتون Huntington s Disease

هانتینگتون بیماری است که با آن متولد می شوید، اما معمولا در سن 30 تا 40 سالگی ظاهر می شود. این بیماری به سلول های مغز آسیب می زند و بر روی هر بخشی از زندگی شما تاثیر می گذارد. فرد مبتلا به درستی و به وضوح نمی تواند فکر کند، یا ممکن است عصبانی شود یا از انجام فعالیت های مهمی مانند مسواک زدن اجتناب کند؛ در حالیکه اصلا از این اتفاقات آگاهی نداشته باشد.

مالتیپل اسکلروزیس یا ام اس MS

در شرایط ابتلا به ms سیستم ایمنی به عصب های مغز و نخاع حمله می کند. این امر منجر به بروز مشکلاتی می شود، از جمله بروز مشکل در کنترل مثانه یا عدم توانایی در راه رفتن. در برخی موارد ام اسمنجر به شادی و هیجان بیش از اندازه می شود که با واقعیت فاصله زیادی دارد. به علاوه ممکن است فرد بدون هیچ کنترلی یا بدون اینکه بداند چه حسی دارد، بخندد یا گریه کند.

بیماری تیروئید

تیروئیدهورمون هایی تولید می کند که به بدن می گوید تا چه اندازه سریع یا آهسته کار کند. اگر تیروئید هورمون زیادی تولید کند، سرعت برخی عملکردهای بدن افزایش پیدا می کند. در این شرایط فرد تحریک پذیر و مضطرب شده و دچار نوسانات خلقی می شود. اگر این هورمون به اندازه کافی تولید نشود، شخصیت فرد بی تفاوت می شود. اگر این شرایط درمان نشود، تاثیرات طولانی مدت بر روی مغز خواهد داشت.

تومور مغزی

تومور اگر در لوب جلوی مغز بروز کند بر روی بخش هایی از مغز تاثیر می گذارد که کنترل کننده شخصیت، حافظه و حل مسئله هستند. این امر باعث می شود احساس گیجی و آشفتگی کنید یا فراموشکار شوید. به علاوه تومور مغزی منجر به بروز خشم می شود یا افکار پارانوئیدی را در فرد تحریک می کند، به عنوان مثال تصور اینکه دیگران قصد گرفتن و آزار دادن فرد بیمار را دارند.

برخی انواع سرطان ها

تومورهای مغزی و نخاعی تنها سرطان هایی نیستند که بر روی شخصیت شما تاثیر می گذارند. اگر تومور سرطانی در غده هیپوفیز خود داشته باشید، غده ای که سطح هورمون های بدن را کنترل می کند، باز هم دچار تغییرات شخصیتی خواهید شد. تومور بدخیم اگر در سلول هایی از بدن ظاهر شود که ترشحات و مایعات بدن را تولید می کنند، شخصیت شما تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. این تومورها در هر جایی از بدن، از جمله پستان، روده، ریه یا پانکراس بروز می کند.

سکته مغزی

زمانی که خون کافی به بخشی از مغز نرسد، سلول های این بخش اکسیژن کافی دریافت نمی کنند و می میرند. میزان تاثیر این بیماری بر روی شخصیت به طول مدت سکته مغزی و محل بروز آن در مغز بستگی دارد. بعد از سکته ممکن است توانایی حرکت دادن بعضی بخش ها را نداشته باشید و این امر بر روی شخصیت شما تاثیر خواهد گذاشت. در این شرایط صبر خود را به راحتی از دست می دهید، دچار نوسانات خلقی خیلی جدی می شوید یا تحریک پذیرتر از قبل خواهید شد.

آسیب دیدن مغز

بعد از وارد شدن ضربه جدی به سر، بروز تغییرات شخصیتی از علائم پنهانی هستند که به مرور زمان رخ می دهند. در موارد جدی تر شخصیت فرد کاملا متفاوت خواهد شد و حرف هایی می زند یا کارهایی می کند که قبل از این انجام نمی داده است.

افسردگی

افسردگی بر روی هر بخشی از زندگی شما تاثیر می گذارد. افسردگی نه تنها بر روی خلق و خو، بلکه بر روی افکار، حافظه و تصمیم گیری شما نیز تاثیر می گذارد. این بیماری بر روی چگونگی افکار شما نسبت به دنیای اطراف تاثیر می گذارد. خانم های مبتلا به افسردگی اغلب احساس بی ارزشی، ناراحتی و گناه می کنند در حالیکه مردان افسرده بیشتر خسته، تحریک پذیر و عصبانی هستند.

اختلال وسواس اجباری

اختلال وسواس اجباری Obsessive-Compulsive Disorder منجر به بروز اضطراب می شود و افکار و ضرورت هایی برای فرد ایجاد می شود که رهایی از آنها خیلی سخت است. به عنوان مثال فرد بارها و بارها دست های خود را می شوید. فرد به عملکردهای خود اطمینان نمی کند و انجام یک فعالیت ساده ساعت ها طول می کشد. اگر کسی فرد را مورد انتقاد قرار دهد، این شرایط بدتر خواهد شد چرا که اضطراب فرد بیشتر می شود.

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید.
نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت در این بخش از محتوا سایت به بررسی نظریه های شخصیت می …

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان …

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟ در پاسخ به این سوال که عشق نوروتیک چیست؟ باید گفت …