دسته: <span>مهارت</span>

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت

در این بخش از محتوا سایت به بررسی نظریه های شخصیت می پردازیم

عملکردهای هشتگانه پروپریوم

1-حس بدنی یا نفس جسمانی (سال اول)؛

نوزادان متوجه می شوند که جسم یا بدن آنها وجود دارد، زیرا انواع مختلف احساسهای بدنی را دارند. احساس «خود بدنی » اولین جنبهٔ پروپریوم است که به وجود می آید، با این حال، تا آخر عمر باقی میماند. احساس خود بدنی نشان می دهد که چه چیزی بخشی از بدن خود فرد و، در نتیجه، نزدیک و صمیمی است، و چه چیزی جدا از او و بیگانه است. در این مرحله، گویی کودک به خود میگوید: من از محیط جدا هستم (مثلاً، انگشت خودم را گاز نمی گیرم ). طبق این اصلی، ما یک بدن داریم که گرما و نزدیکی آن به خودمان را احساس می کنیم. این بدن مرزهایی دارد که درد، زخم، لمسی، و حرکت، ما را از آنها آگاه می سازد. آلپورت، برای توضیح این جنبه ازSelf، مثال جالبی دارد: تصور کنید در داخل یک لیوان آب تف می کنید و آن را مینوشید. مشکل چیست؟ آب دهان همان چیزی است که در طول روز صدها بار قورت می دهید. اما این بار، از خود بدنی شما جدا شده و، در نتیجه، برایتان غریبه شده است.

2- هویت نفس (سال دوم)؛

در این مرحله، کودک متوجه می شود که استمرار – نفس وجود دارد، یعنی، گذشته، حال، و آیندهای وجود دارد که نفس یا خود وی در همهٔ آنها یکنواخت باقی میماند. به عبارت دیگر، کودکان متوجه می شوند که، به رغم تغییراتی که در اندازهٔ جسم و تجربه هایشان وجود دارد، همان شخصی باقی می مانند. یادگیری زبان با ایجاد هویت نفس ارتباط مستقیم دارد، کودکان این سن، اسم خود را یاد می گیرند. اسم، در احساس هویت کودکان و در کسب انواع تجربه ها، به صورت لنگرگاه عمل می کند. در این مرحله، گویی کودک به خود میگوید: من از دیگران جدا هستم (مثلاً، من مایکل هستم).

3-عزت نفس(سال سوم)؛

یعنی احساس غروری که در کودکان به وجود میآید. آنها به تدریج، متوجه می شوند که می توانند بعضی کارها را خودشان انجام دهند. در طول این مرحله، کودکان معمولاً میخواهند که کاملاً مستقل از والدین باشند. گویی کودک به خود میگوید: میتوانم بر محیط تأثیر بگذارم و آن را کنترل کنم (مثلاً، می توانم تلویزیون را روشن کنم).

نظریه های شخصیت

4-توسعه نفس (سال چهارم)؛

در طول این مرحله، کودکان معنای «مال من» را یاد می گیرند. انها متوجه می شوند که، علاوه بر بدن خود، بعضی اشیاء، اسباب بازیها، پدر و مادر، حیوانات خانگی، خواهر، برادر، و … نیز به آنها تعلق دارند. در این مرحله، گویی کودک به خود میگوید: می توانم فراتر از جسم فیزیکی خود وجود داشته باشم (مثلاً، این دوچرخه مال من است).

5- خود – انگاره (سالهای چهارم تا ششم):

در طول این مرحله، وجدان یا ضمیر به وجود می آید که نقش مرجع «من خوب» و (من بد) را برعهده میگیرد. کودکان می توانند اعمال خود را با انتظارات دیگران مقایسه کنند. همچنین، در همین مرحله است که کودکان، به تدریج، برای آیندهٔ خود اهدافی را در نظر میگیرند. در این مرحله، گویی کودک به خود میگوید: خودم را اینگونه می بینم (مثلاً، می توانم اسم رنگها را به خوبی بگویم، و از تاریکی میترسم ).

6-تفکر منطقی (سالهای ششم تا دوازدهم) ؛

در این مرحله، کودکان متوجه می شوند که «فکر کردن» وسیله ای است برای حل مسائل زندگی، به عبارت دیگر، کودکان دربارهٔ فکر کردن فکر میکنند. در این مرحله، گویی کودک پیش خود میگوید: میتوانم از عقلم استفاده کنم (یعنی می توانم منطقی فکر کنم) (مثلاً، با تکان دادن شاخه های درخت می توانم بادبادکم را پایین بیاورم).

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان از آسيب هاي مهم اجتماعي است كه با وجود پيشرفت هاي فرهنگـي و فكري، در بيشتر كشورها، حتي كشورهاي توسعه يافته و در تمامي گروه هـاي اجتمـاعي و طبقاتي ديده مي شود.

تعریف خشونت علیه زنان :

هر نوع اقدام خشونت آمیز جنســیتی كه منجر به آسیب بدنی، جنســی يا روانی زنان شود يا احتمال بروز آن زياد باشد، برای زنان رنج آور بوده يا به محرومیت اجباری از آزادی فردی يا اجتماعی آنان منجر گردد

خشونت را افراد در محيط هاي متنوعي تجربه مي كنند، به گونـه اي كـه هـم در محـيط هـاي آموزشـي و هم در محيط خانواده به كرات ديـده شـده است. همچنين فراواني ايـن آسـيب در بـين زنـان بسـي بيشـتر از مـردان اسـت.

بر پايه گزارش سازمان ملل، از هر چهار زن يك نفر در معرض آسيب خشونت قرار دارد. با افزايش دسترسي افراد به فضاي سايبري، خشونت نه تنها در جهان واقعي بلكه در جهان مجازي نيز افزايش يافته و در مقابل از دامنه روابط در جهـان واقعـي كاسـته مي شود.

یکی از مسئله های اجتماعی مهم که جامعه ما با آن درگیر می باشد، مسئله خشونت خانگی علیه زنان است.

انواع خشونت علیه زنان

از انواع خشــونت خانگی علیه زنان خشــونت فیزیکی، خشونت روانی، خشونت جنســی و خشونت اقتصادی، خشونت فیزیکی اشاره به رفتارهایی دارد که منتهی به آسیب بدنی می شود. آثار منفی ناشی از خشونت فیزیکی در مواردی همیشگی و مادام العمر هســتند.

نمونه های خشــونت فیزیکی عبارتند از زدن، بريدن و سوزاندن. خشــونت روانی شــامل آن دسته از رفتارهای خشونت آمیزی است که آزار روانی ایجاد کرده و سلامت روانی و اعتماد به نفس زنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این رفتارها شامل انتقاد ناروا، تحقیر، توهین و تهدیدهای مدام به طلاق یا ازدواج مجدد میباشند.

خشونت جنسی نوع دیگر خشــونت خانگی علیه زن می باشد و عبارت است از برقراری ارتباط جنسی ناخواسته با همسر. متاسفانه خشونت جنسی در بعضی جوامع به این علت که در محیط خصوصی خانواده و از ســوی همسر اعمال میشود، دارای نوعی مشروعیت بوده و قانون و عرف نسبت به آن عکس العمل موثری نشان نمیدهند.

خشونت اقتصادی مربوط به رفتارهایی است که مشکلات اقتصادی ایجاد می کند و زنان را در تنگنای مالی قرار میدهد. این نوع از خشونت شامل رفتارهایی مانند سو استفاده مالی از همسر، خودداری از پرداخت نفقه، محروم کردن از حق دخل و تصرف در اموال شخصی و صدمه زدن به وسایل مورد علاقه او اســت.

آمار جهانی خشونت علیه زنان

یکی از نکاتی که توجه به مسئله خشونت خانگی علیه زنان را برجســته می سازد، توجه به میزان شیوع این پدیده است. پژوهش های، اشتراوس و استاین متز نشان داد که خشونت علیه زنان در میان تمام گروه های اجتماعی رخ می دهد و تنها محدود به افراد طبقات پایین جامعه و یا شرایط استثنایی نمی باشد، بلکه مسئله ایست اجتماعی که برخی از افراد جامعه به نوعی درگیر آن هســتند.

یافته های پیمایش ملی خشونت علیه زنان در آمریکا، نشان داد، حدود یک چهارم از زنان مورد مطالعه، در طول عمرشان توسط همسر خود مورد خشونت قرار گرفته اند. به دست آوردن آمار واقعی در مورد شیوع خشونت خانگی علیه زنان در داخل کشور امری دشوار است. به این علت که فرهنگ ایرانی همواره خشونت را موضوعی خصوصی در نظر گرفته و زنان قربانی این مســئله را به ســکوت و مطرح نکردن آن در عرصه عمومی جامعه ترغیب کرده اســت. همچنین منابع رســمی جامعه نیز تمایلی به جمع آوری آمار رســمی در این زمینه و اعلام آن ندارند. پیمایش قاضی طباطبایی و همکاران تنها پژوهش انجام شده در سطح ملی است که به بررسی این مساله در سراسر کشور پرداخته است.

این پیمایش نشان داد، شصت و شش درصد از زنان ایرانی حداقل یکبار، خشونت خانگی را تجربه کرده اند.

علاوه بر شــیوع قابل توجه، موضوع دیگری که ضرورت پرداختن به مســاله خشــونت خانگی علیه زنان را پررنگ تر از قبل نشــان می دهد، پیامدهای منفی این مســاله بر ســلامت جسم و روان زنان آسیب دیده اســت.

عواقب خشونت علیه زنان

بانک جهانی برآورد نمود که سالانه نه میلیون مورد معلولیت مادام العمر در نتیجه خشونت خانگی علیه زنان در سراسر جهان اتفاق می افتد. همچنین بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی خشونت خانگی علیه زنان بیش از سرطان، تصادفات رانندگی، جنگ و مالاریا عامل مرگ و میر زنان در سنین باروری بین پانزده تا چهل و چهار سال است. پیامدهای خشونت در خانواده تنها متوجه زنان نمی شود و فرزندان نیز دچار مشکلات متعدد می شوند.

فرزندان این خانواده ها حتی اگر به طور مستقیم هم درگیر رفتار خشــونت آمیز بین والدین نشوند، باز هم دچار اضطراب و استرس ناشی از تنش درون خانواده هستند. متاسفانه همسرآزاری بین نســل ها منتقل می شود و بر اساس نتایج پژوهش های انجام شــده در این حوزه کودکانی که مادران آنها مورد آزارهای فیزیکــی پدرشــان قرار می گیرند در معرض خطر بالاتری برای انتقال رفتارهای خشــونتآمیز به نســل بعــدی قرار دارند و شوهرانی که اقدام به کتک زدن زنان خود می کنند در خانواده پدری شاهد کتک خوردن مادران از پدرانشان بوده اند.

برای مقابله موثر با مسئله اجتماعی خشونت علیه زنان در خانواده، در گام نخست باید زمینه های شکل دهنده آن شناسایی شــود و به این پرســش پاسخ داده شــود که کدام عوامل زنان را در معرض خشــونت خانگی قرار می دهد و باعث می شود صدمات جبران ناپذیر روحی، جسمی و خانوادگی به ایشان وارد شود و در خروج از چرخه خشونت موفق نباشند.

آمار خشونت علیه زنان در ایران

بر اساس نتایج مطالعات در تهران و دیگر شهرهای کشور ،شیوع خشونت نسبت به  زنان در خانواده ،طیف گسترده ای از 17.5 تا 93.6 درصد  را شامل می شود. طبق گزارش رئیس انجمن ایرانی مطالعات زنان ،در ایران طبق آمارها کمتر از 35 در صد از خشونت های خانگی به پلیس گزارش داده می شود.

به نظر می رسد در ایران راهکار قانونی هنوز راه حل منتخب مقابله با خشونت نباشد . مسئله خشونت فقط مشکل فرد پرخاشگر نیستت. ظهور خشونت با اقدام به رفتارهای پرخاشگرانه پس از تجربه احساس خشم در فرد خشن از یک طرف و احساس ترس و واکنش انفعالی در فرد قربانی از طرف دیگر همراه است.

بنابراین مدیریت خشونت از یک طرف مستلزم کسب مهارت هایی برای مدیریت احساس ترس و واکنش های انفعالی  قربانی و مدیریت احساس خشم و نحوه درست ابراز آن در فرد خشن است.

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

تفاوت مهرطلبی با مهربانی

تفاوت مهرطلبی با مهربانی

تفاوت مهرباني با مهرطلبي در رابطه با فرزندان
آيا پدر يا مادر مهرباني هستيد؟ تفاوت مهرطلبي با مهرباني در رابطه با فرزندان چیست؟ در ادامه این مطلب در مورد تفاوت مهرطلبی با مهربانی در رابطه با فرزندان صحبت می کنیم.

مهربانی

وقتي ما “مهربانيم” در رابطه با فرزندمون كاري رو ميكنيم كه دوست داريم و درسته، از رابطه با فرزندم رشد مي كنم، لذت مي برم، از او مي اموزم، از او پاداش مي گيرم با او خوب و خوشم، حتي با اشتياق بازي و در اغوش گرفتن فرزندم صبح بلند ميشم. لذت ميبرم كه با فرزندم غذا بخورم باهاش حرف بزنم، از بودنش احساس لذت و رضايت ميكنم. با فرزندم جهان رو حس و احساس مي كنم، از انرژي و هيجان او لذت ميبرم و باهاش اوج ميگيرم. اين مهربانيست. من پنجاه برابر خرج و وقت و انرژي كه گذاشتم لذت بردم، باهاش رشد كردم.

مهرطلب

حالا وقتي من مهرطلبم، از كاري كه ميكنم رنج ميبرم، نگرانم، خشمگينم، عصبانيم، موقع انجام دادنش حرص ميخورم. وقتي رنج ميبرم عصبانيم خشمگينم كه مهربان نيستم. مهرطلب، مهربان نيست. ببينيد ايا رنج ميبريد؟ طلبكار فرزندتونيد؟ تفاوت مهرطلبی با مهربانی چیست؟

يا برعكس سپاسگذار فرزندتونيد كه شما رو با دنيايي اشنا كرده كه بدون او هرگز اين دنيا را نميشناختيد. وقتي ما در خانه، عشق محبت امنيت و ارامش نداشتيم، وقتي به خواسته هامون در كودكي نرسيديم، بهمون اعتماد به نفس ندادند، حرمت نفس ندادند، وقتي نظام تربيتي در خانه كودك رو تشنه و گرسنه عشق ( يا همون ديسپلين) نگه داشته، وقتي از كودك انتظارات زياد داشتند، تنبيه ش بكنن، تحقير و تهديدش بكنن، كودك در سه سالگي به اين نتيجه ميرسه گرونترين كالاي دنيا محبته، و حالا براي گرفتن محبت اطرافيانش دست به هر كاري ميزنه، چون وقتي محبت ببينه خيالش راحته تنبيه نميشه. براي همين نيمي از مردم ما مهرطلبند. حال تفاوت مهرطلبی با مهربانی چیست؟

پدر و مادر مهربان

براي همين اگر شما پدر و مادريد بايد دست بچه هاتون رو ببوسيد كه به شما اجازه دادند پدري و مادري كنيد. هر كار خوبي هم ميتونيد براشون بكنيد. و به اندازه سر سوزن هم توقع برگشت نداشته باشيد. اگر كار تربيتيتون خوب بوده و فرزندان مهرباني داريد كه حتما مهربانيشون رو نثار شما ميكنند.

انسان مهرطلب

انسان مهرطلب، غمگين و غصه خوره خشمگين و مضطربه، از حق خودش نميتونه دفاع كنه، هميشه فكر ميكنه همه به حقوقش تجاوز ميكنن…

نتیجه

در این نوشته درباره تفاوت مهرطلبی با مهربانی در رابطه با فرزندان صحبت کردیم. حالا نگاه كنيد به جامعه ما كه پدر مادرها چقدر از بچه هاشون طلبكارند، حساب كارهايي كه كردن رو به روي بچه هاشون ميارند در حاليكه وظيفه پدر مادري انجام كار خوب براي فرزنده. اگر كارهايي كه كرديد بلد بوديد و خوب بوده حتما همون زمان پاداشش رو گرفتيد، اگر فرزندانتون رو مهربان بار بياريد كه اولين نفر با شما خوبند پس طلبي باقي نمونده، اما اگر بلد نبودين و فرزندتون رو از پا انداختين الان نشستيد منتظر چه طلبي هستین؟

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

نکات مهم برای والدین کلاس اولی

نکات مهم برای والدین کلاس اولی

نکات مهم برای والدین کلاس اولی ها:

در این پست به بررسی یکسری از نکات مهم برای والدین کلاس اولی ها می پردازیم که توجه به آنها می تواند مثمر ثمر باشد:

نکته اول:

 برای دانش آموزان پایه های اول؛ خودکار، ماژیک، مداد فشنگی، مداد فشاری و مداد شمعی به هیچ وجه کاربرد ندارد و فقط موجب بد خطی، تقویت نشدن عضلات دست، زود خسته شدن و از بین رفتن دفاتر و کتابها خواهد شد. کلاس اولیها فقط از مدادهای معمولی و HB استفاده کنند حتی در برخی منابع آمده است که مدادهای چندضلعی بر مدادهای صاف ارجحیت دارند. زیرا مدادهای گرد و صاف باعث تعریق دست شده و زمینه ی اضطراب دانش آموز را فراهم می کنند.

نکته دوم:

نام و نام خانوادگی فرزندتان را با برچسب های کوچک بر روی کلیه وسایل او اعم از کتابها، دفترها، مدادها، مداد تراش، جامدادی و … بچسبانید.

نکته سوم:

 موقع خرید وسایل مدرسه و لوازم التحریر سعی کنید وسایل ساده را انتخاب کنید تا در کلاس برای فراگیران دل مشغولی ایجاد نشود.

نکته چهارم:

فرزندتان را به قرض دادن وسایل خود به کنار دستی تشویق کرده ولی مسئولیت پس گرفتن با خود او باشد.

نکته پنجم:

همه کتاب ها و دفاتر فرزندتان را جلد کرده و فرهنگ استفاده از آن ها را به او آموزش دهید.

نکته ششم:

اصول نگه داری از وسایل را به فرزندتان آموزش دهید. نگذارید عادت گم کردن و خراب کردن وسایل در سالهای بالاتر ادامه پیدا کند.

نکته هفتم:

 به فرزندتان آموزش دهید به تنهایی وسایل مدرسه‌اش را جمع کند و از شما انتظار انجام دادن آن را نداشته باشد. او را راهنمایی کنید تا برنامه هفتگی و روزانه کلاس را هر شب قبل از خواب جمع کند، تا دانش آموز فردی منضبط و منظم ، بار آید.

نکته هشتم:

سعی کنید فرزندتان را عادت دهید شب ها زودتر بخوابد(حد اکثر 9 شب ) و صبح ها زودتر از خواب بیدار شود.

نکات مهم برای والدین کلاس اولی

نکته نهم:

 تاکید می شود در قبال مطالبی که می آموزد برای او جایزه ی مادی تعیین نکنید . دانش آموز کلاس اول شما با اشتیاق حروف ،کلمات و … را که بیاموزد به محض ورود به منزل برای شما بازگو خواهد نمود و با انگیزه ی درونی قوی به تلاش ادامه خواهد داد. این شما هستید که با جایگزینی غلط جایزه به جای احساس رضایت و لذت درونی او را شرطی و کرده از لذت هایش می کاهید .

نکته دهم:

 بهترین جایزه برای او تحسین کلامی و خوش حالی شماست ( پدر و مادر ) پس این موارد را از او دریغ نکنید.

نکته یازدهم:

 تمرکز دانش آموزان به یک فعالیت معمولی بیش از ده دقیقه نیست. اگر هنگام انجام دادن تکلیف به فعالیت های دیگر می پردازد تا حدی طبیعی است ولی باید مواظب باشید عادت نشود.

نکته دوازدهم:

 درست و زیبا نوشتن بهتر از زیاد نوشتن است. این امر با کنترل نامحسوس فعالیت نوشتن دانش آموز امکان پذیر است. در روز های اول مدرسه درخصوص نحوه ی نوشتن وی زیاد سخت گیری نکنید.

نکته سیزدهم:

از تدریس کتاب های درسی در خانه، قبل از تدریس و بعد از تدریس معلم، خودداری شود تا دانش آموز دچار تعارض نشود.

نکته چهاردهم:

 در نوشتن تمرین ها و تکالیف، به منظور کمک به کودک خودداری نمائید و فقط نقش راهنما را ایفا کنید. اجازه بدهید فرزند دلبندتان فکر کند، بنویسد، پاک کند، اشتباهاتش را کشف و اصلاح کند تا سرانجام یاد بگیرد. از این طریق عضلات دست کودک تقویت شده، آمادگی کافی برای نوشتن در آینده را کسب می کند.

نکته پانزدهم:

زمانی که فرزندتان از مشکلات خود صحبت می کند با منطقی ساده با او صحبت کنید و عجولانه قضاوت نکنید .چرا که ممکن است مشکل از سوی خود او باشد.

نکته شانزدهم:

هر روز از او بخواهید که وقایع مدرسه و چیز هایی که یاد گرفته را برای شما باز گو کند. این باعث تقویت حافظه شنیداری، دقت ، افزایش خزانه ی واژگان و بالا رفتن مهارتهای کلامی و یادگیری دائمی مطالب درسی در کلاس اولی ها می شود.

نکته هفدهم:

به فرزندتان از همین کلاس اول مسئولیت بدهید. برای مثال کفش هایش را در جا کفشی قرار دهد و آنها را پاک کند، موهایش را شانه کند، لباسهایش را مرتب کند و … تا بدین ترتیب احساس خود ارزشمندی کند.

نکته هجدهم:

فرزندتان را به خواندن کتابهای غیر درسی، در گروه سنی خودش، تشویق کنید.

نکته نوزدهم:

در هنگام انجام دادن تکالیف حتما به طور نامحسوس نظارت داشته باشید و با مشاهده ی هرگونه ضعفی در او به معلم اطلاع دهید.

نکته بیستم:

 برای انجام دادن تکالیف و بازی و … برنامه ریزی کرده و فرزندتان را ملزم نمائید که از این برنامه پیروی کند.

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

مهارت مدیریت تعارضات

مهارت مدیریت تعارضات

شش مهارت مدیریت تعارضات در زندگی مشترک:

با سلام به همه شما همراهان عزیز مطب تخصصی ذهن زیبا. در این نوشته قصد داریم به چگونگی مهارت مدیریت تعارضات در زندگی مشترک بپردازیم. با ما همراه باشید.

 تمرین خود-آرام بخشی

هنگامی که تعارض شدیدی در حال وقوع است، یک مهلتی بدهید. بروید قدم بزنید، دوش بگیرید، کتاب بخوانید، هرکاری می خواهید بکنید تا چند نفس عمیق بگیرید، آرام شوید، و با چارچوب ذهنی بهتر بازگردید.

شروع آرام گفتگو

دقت کنید که، مکالمات معمولاً به نقطه ای منتهی می شوند که از آن شروع شده اند، در نتیجه با لحنی آرام بحث را آغاز کنید. انتقاد و سرزنش نکنید.
از جملات “من” استفاده کنید. واقعه را توصیف کنید و مؤدبانه صحبت کنید.

تعمیر رابطه و تشنج زدایی از تعارض

از عباراتی نظیر “بزار دوباره تلاش کنم”، “متأسفم” برای کمک به تشنج زدایی از تعارض و تعمیر رابطه استفاده کنید.

گوش دادن به احساسات و آرزوهای اساسیِ شریک زندگی تان

شما بایستی از دو جهت روی این مقوله کار کنید. از یک طرف به گفتگوهایتان وضوح بیشتری بدهید و احساسات و خواسته هایتان را شفاف و دقيق بیان کنید. از طرف دیگر، شنوندۀ بهتری باشید و سعی کنید خواسته های اساسی شریک عاطفی تان را کشف کنید.

 نسبت به شریک عاطفی تان نفوذپذیر باشید

نظرات و ایده های شریک عاطفی تان را مهم تلقی کنید و به آنها احترام بگذارید.

 مذاکره و مصالحه

مصالحه یک هنر است.
در مصالحه هر دو طرف بایستی احساسِ احترام، درک و حمایت بکنند. هر طرف چیزی به دست می آورد و چیزی از دست می دهد، در نتیجه هر دو برنده اند.

کلینیک ذهن زیبا با هدف رفع مشکلات جنسی افراد و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی به عنوان یکی از فعال ترین مراکز سکس تراپی کشور با دارا بودن کارشناسان و پزشکان خبره و با تجربه همراه شما هموطنان عزیز است. جهت دریافت وقت مشاوره تلفنی و حضوری با شماره ی 09353167886 تماس حاصل فرمایید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

گرایش نوجوانان به جنس مخالف

گرایش نوجوانان به جنس مخالف

گرایش نوجوانان به جنس مخالف

  عشق، پدیده ای هیجان برانگیز است که اغلب مردم جهان را درگیر خود می کند. در دوران نوجوانی، احساسات جنسی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و بخصوص با غیرهمجنس پیدا می کنند. البته گرایش نوجوانان به جنس مخالف متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایلشان بیشتر به روابط عاطفی می باشد.

در سال های اولیه دوران نوجوانی، گرایش به تعامل و ارتباط با جنس مخالف بسیار کمتر به چشم می خورد. اما با گذشت زمان و به ویژه در سال های آخر دوران نوجوانی، این ارتباط و تمایل برای آنان جذابیت خاصی پیدا می کند و زمینه ایجاد عشق و عاشقی های دوران نوجوانی فراهم می گردد.

علل و انگیزه های احتمالی گرایش به ایجاد رابطه با غیر همجنس

 افسرگی، اضطراب و مصرف مواد

افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل این گرایش است. برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

شناخت هویت

در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند این احساس هویت را تقویت کند.

شناخت یکدیگر با هدف ازدواج

به خصوص در دختران، این مسئله برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر صادق است.

فشار دوستان و همسالان

در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان ایجاد می شود. دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

  نوع رابطه صمیمانه و حمایت کننده والدین

حضور فعال، صمیمانه و همیشگی والدین در کودکی، بر روابط نوجوانی فرد با غیر همجنس تاثیر مطلوبی می گذارد.

در یک پژوهشی نشان داده شد که حمایت والدین از نوجوانان خود و درگیر شدن در زندگی آنها، تاثیر مهمی بر رفتار دوستی نوجوان دارد. نوجوانانی که هرگز مشکلاتشان را با اعضای خانواده مطرح نمی کنند، احتمال اینکه گرایش به جنس مخالف داشته و رفتارهای پرخطر جنسی را تجربه کنند، بیشتر و  شایع تر می باشد. افرادی که در خانواده های خود کم توجهی و بی محبتی می بینند یا وضعیت خانوادگی آنها نابسامان بوده و از شرایط اجتماعی و روانی موجود ناراضی می باشند، به منظور جبران کمبود محبت به سمت تعامل و دوستی با جنس مخالف سوق پیدا می کنند.

نوجوانان پسر، که حمایت عاطفی بسیاری از والدین خود دریافت می کنند، و دخترانی هم که با مادرانشان صحبت می کنند، کمتر در معرض خطر برقراری روابط خطرناک با غیرهمجنس قرار دارند.

عمده ی دخترهایی که گرایش به جنس مخالف دارند، دارای فقر عاطفی هستند و این مسئله در خانواده‌ی آن ها نقش مهمی بازی می کند. نقش پدر، صرفا نان آور برای خانه نیست؛ یکی از نقش های مهم پدر تامین عاطفی و محبت به فرزندان است.

   دخترها در این سن، به یک شخصِ حمایت گر نیازمندند و پدر می‌تواند این نقش را برای آن ها ایفا کند. پدر باید گاهی نقش دوست پسر را برای دخترش داشته باشد؛ مثلاً با هم به گردش بروند، چیزی بخورند و گفتگوهای دوستانه داشته باشند.

   پدر و مادر نقش پر رنگ و برجسته و مسئولیتی بزرگ در ارائه آموزش های اصولی و صحیح در مقوله ارتباط با جنس مخالف دارند. اگر خانواده ها آگاهی کافی و لازم از نقش کلیدی و مسؤولیت خود در مقابل فرزندان داشته باشند، قادر خواهند بود علاوه بر ارائه الگوهای صحیح رفتاری به فرزندان، هویتی پویا و در عین حال سالم برای آنها به ارمغان آورند.

خانواده ها باید آگاهی مناسب از نیازهای روحی و عاطفی فرزندان خود داشته و در جهت برآورده ساختن این نیازها اقدام نمایند.

فواید دوستی

اگر دوستی با جنس مخالف و موافق را بر پایه شناخت و روابط انسانی بوده و شئونات خانوادگی و فرهنگی در نظر گرفته شود، دوستی تنها یک عامل شناخت و رشد می شود.

وقتی بتوانیم خود را بشناسیم و بر اساس این شناخت، روابط انسانی خود را پایه ریزی کنیم، به هیچ عنوان در روابط خود متضرر نمیشویم. همه افراد انسانی با آگاهی نسبت به خود، می توانند خود را در یک رابطه سالم قرار دهند و اصول رابطه شان را خود تعریف کنند.و پس از آن با یکدیگر دوست، آشنا و در مواردی صمیمی باشند.

اگر دوستی با جنس مخالف بر اساس مقرراتی باشد، افراد می توانند با هدف های مشخص خود که در بهترین حالت آن، هدف گذاری طولانی مدت و ازدواج باشد، با یکدیگر پیش از ازدواج به شناخت برسند.

معایب دوستی با جنس مخالف

دوستی با جنس مخالف اگر زیر نظر والدین و شرایط مفید اجتماعی نباشد، قطعا می تواند آسیب رسان است.

دختران و پسران نوجوان باید خانواده خود را در جریان هر رابطه ایی که دارند قرار دهند و پیش از دوره جوانی و ورود به دانشگاه، خود و ذهنشان را درگیر هیچ رابطه ایی نکنند.

اگر دوستی با جنس مخالف به معنای فرار از خود، نفس خود و تخریب ما باشد قطعاً در راه غلطی از دوستی قرار گرفته ایم.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

عشق چیست

عشق چیست

عشق چیست ؟

عشق چیست ؟ عشق یک چیز و یک اتفاق کاملا خوش آیند است . در غیر این صورت هر مدل دیگر عشق را میتوان تنها یک دوست داشتن ساده و یا یک عادت قملداد کرد.

 یک رابطه درست و صحیح رابطه ای است که در ان طرف شما ، گذشته شمارا بپزیرد ، حال شمارا حمایت کند و اینده تان را بسازد .

در هیچ رابطه ناراحتی و غصه از طرفین نوشته نشده است.

ذات عشق

ذات عشق حال خوش است نه اتفاقات عجیب و غریبی که طرفین را زجر بدهد تا هر شب با چشمان گریان به بالین بروند.


تنها مشکل عشق باید دوری باشد نه اختلافات و یا لج بازی و یا خیانت.

هر دوست داشتن و هر رابطه ای را نمیتوان عشق نامید .

عشق یا عادت 
بعضی اوقات عشق را با احساس و یا یک دوست داشتن گذری یا حتی یک هوس اشتباه میگیریم و انقدر درگیر ان میشویم که تبدیل به یک عادت میشود.

ترک عادت نیز موجب مرض است.

سعی کنید در یک رابطه به جای عادت و احساسات عجیب غریب و کار های نا خوشایند از روی خودخواهی کمی عاشق باشید .


عاشق کسی است که میتواند در بدترین شرایط کنارتان باشد .


میتوانید سختی هارا با وی به اشتراک بگذارید.
عاشق همواره میکوشد تا شما را خوشحال کند و هر بار خوشحال شدن شما یعنی خوشحالی او.
در عشق چیزی به اسم اسارت وجود ندارد ، چیزی به اسم کنترل وجود ندارد . هرچیزی که هست و خواهد بود اعتماد است. در غیر این صورت این عشق نیست . یک اسارت است.
سعی کنید در اسمان یک دیگر آزادانه پرواز کنید تا اینکه همدیگر را با غیرت های الکی و نامناسب زندانی کنید.

زندان رابطه


اگر در یک رابطه زندان بسازید شخص مورد نظرتان همیشه در حال نقشه کشیدن برای فرار از این رابطه است و یک روزی یک پرنده زیبا به زندان وی میاید و اورا با خود میبرد.
رابطه ای که در ان شما شاد و خوشحال نیستید و قلبتان نمیلرزد از عشق یک عادت بیش نیست .
عشق باید شمارا با لبخند وارد رخت خوابتان کند و کاری کند که هر بار به طرفتان فکر میکنید لبخند بزنید. نه اینکه بترسید یا نگران چیزی باشید .


عشق سازندست


اما اگر از آن بد استفاده کنید شمارا در هم میشکند و افسرده میکند.
روحتان را خرد میکند و قلبتان را له میکند.
عشق اسلحه خطرناکی است که باید برای استفاده از ان تعلییم دیده و عاقل باشید.
در غیر این صورت اولین کسی که خواهد کشت شمایید و بعد اطرافیان.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

بهترین سن ازدواج

بهترین سن ازدواج

بهترین سن ازدواج

بهترین سن ازدواج مسئله ای است که بنا به شرایط متغیر است.  ازدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری.  هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی و… بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان زمان ازدواج آن شخص است.

پس سن ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف و جوامع مختلف متفاوت است. برای اینکه یک فرد آماده ازدواج باشد می بایست چندین مرحله بلوغ را کسب نماید:

1- بلوغ جسمانی و جنسی

منظور از بلوغ جنسی این است که تغییرات فیزیولوژیک و به تبع آن رفتاری تحت تاثیر ترشح هورمون‌های جنسی استروژن و پروژسترون درخانم‌ها و تستوسترون در آقایان ایجاد ‌شود. به تدریج با بالغ شدن فرد، همزمان جسم و روان او تحت تأثیر عوامل هورمونی قرار گرفته و هویت جنسی فرد را نیز شکل می‌دهد.

علاوه بر بروز این تغییرات جسمانی، لازم است که فرد آمادگی برقراری رابطه جنسی سالم را داشته باشد و بتواند از رابطه جنسی لذت ببرد ضمن اینکه بتواند پاسخگوی نیاز جنسی همسرش نیز باشد. تنها با حصول به این شرایط است که می‌توان به سلامت جنسی یک زندگی مشترک اطمینان یافت.

2-بلوغ اجتماعی

بلوغ اجتماعی مرحله ای از  رشد است  که  در آن یک جوان  به توانایی ایجاد و مدیریت  یک خانواده و امکان ایجاد ارتباطات مهم کاری و اقتصادی و عاطفی دست یافته است و از طرف دیگر بتواند فرد موثر و فعالی در جمع خانواده و دوستان باشد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی( از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.

3-بلوغ اقتصادی

به طور کلی بلوغ اقتصادی زمانی رخ می دهد که فرد از نظر اقتصادی و تامین مخارج و اداره امور زندگی مستقل شود و به اصطلاح بتواند از نظر اقتصادی روی پای خود بایستد و به خود متکی شود. در چنین شرایطی می توان گفت فرد بلوغ اقتصادی لازم برای ازدواج را دارد.

4-بلوغ روانی و عقلی

منظور از بلوغ روانی این است که زندگی فرد با تغییر عادات مواجه می شود. این عادات عبارتند از:

– تغییر در روابط

– تغییر در کارها

– ترک برخی از عادت ها مانند کنار گذاشتن برخی ناهنجاری‌ها

ضمن اینکه به طور خلاصه می توان گفت وقتی یک فرد به بلوغ روانی لازم می رسد که  از لحاظ روانی دلبستگی خاصی به خانواده یا شخصی ندارد.

به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد،

رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.

5-بلوغ عاطفی

بلوغ عاطفی به این معناست که فرد قادر به شناسایی و مدیریت هیجانات خود باشد و توانایی درک احساسات دیگران را داشته باشد.

همچنین به این معناست که فرد به مرحله ای از تکامل عاطفی رسیده باشد  که بتواند به طور مناسب احساسات مثبت و منفی خود را در زمان مناسب و به شکلی مناسب بیان نماید . در بیان کوتاه کسی که به مرحله بلوغ عاطفی رسیده باشد از یک هوش هیجانی در حد بهینه برخوردار است.

6-بلوغ اخلاقی

منظور از بلوغ اخلاقی این است که فرد بتواند رفتارهاى منصفانه‌‌‌‌ترى از خود نشان دهد. رشد رفتار اخلاقى به چند عامل عمده بستگى دارد:

–  اول اینکه توجه به پیامد درازمدت اعمال داشته باشد یعنى فرد بتواند عواقب رفتار خود را پیش‌بینى کند و فقط به پاداش‌هاى فورى توجه ننماید.

– دوم توانائى کنترل رفتار خود را داشته باشد(خودکنترلی).

– سومین عامل که از رشد اخلاقى نشات می گیرد، توانائى همدلى با افراد دیگر است. یعنى اینکه شخص بتواند خود را به جاى دیگران بگذارد.

به طور خلاصه فردی که به بلوغ اخلاقی رسیده باشد، به اصول اخلاقی مانند صداقت، گذشت و یکرنگی پایبند است.

نتیجه:

یك فرد ممكن است در سن 20 سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد. در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود.

بنابراین ما فقط سن را ملاك اولیه و اصلی برای تشكیل خانواده یا ازدواج قرار نمی‌دهیم

البته به این نكته هم باید اشاره کرد كه خرده‌گیری و سخت‌گیری و اینكه افراد فكر كنند ابتدا باید همه امكانات را فراهم و تمام دوره‌های تحصیل را طی كنند، شغل پردرآمدی داشته باشند و بعد ازدواج كنند را تایید نمی‌كنیم.  صحبت ما در مورد حداقل‌هاست.

اگر فرد بتواند به توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و… برسد، می‌تواند ازدواج كند كه این اتفاق می‌تواند در شروع دهه سوم زندگی باشد كه بسیار هم مطلوب است.

البته گاهی ممكن است افراد در همان زمان هم آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا نكنند و انجام این کار مهم به سنین و سال‌های بعدی موكول شود.

برای هر فرد، هر خانواده و هر اجتماع كوچك و بزرگ این مساله متفاوت است. اما به هر حال ما یك حداقل‌هایی را نیاز داریم.

طبق آمار های به دست آمده و به صورت عینی بهترین سن برای ازدواج برای پسران بین ۲۷ تا ۲۹ سالگی و برای دختران بین ۲۳ تا ۲۷ سالگی می باشد.

بدین ترتیب سن های یاد شده کاملاً منطقی بوده و می توان زندگی خوب را برای آنان پیش بینی کرد.

تاکید بر این است که سن مناسب ازدواج فارغ از اعداد و ارقام، باید به گونه ای باشد که فرد در شرایط مناسب تربیتی رشد کرده و به نبوغ و بلوغ کافی از لحاظ بلوغ فکری، بلوغ جسمی رسیده باشند البته با توجه به سن یاد شده برای دختران می توان به این نتیجه نیز رسید که این سن برای مادر شدن هم مناسب می باشد پس فاصله بین ازدواج و بارداری نیز نمی تواند بلند مدت باشد.

بهترین سن ازدواج بستگی به خود فرد دارد و نمی توان عددی دقیق را برای آن بیان کرد اما می شود ویژگی هایی که ذکر شد را در نظر گرفت تا شناخت لازم برای زمان مناسب ازدواج به دست بیاید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

آموزش مسئولیت پذیری

آموزش مسئولیت پذیری

آموزش مسئولیت پذیری را از چه زمانی باید شروع کرد؟

برای آموزش مسئولیت پذیری، هیچ گاه زود نیست. همان طور که گفته شد یکی از روش های موثر آموزش مسئولیت پذیری کودکان، واگذار کردن کارهای روزمره به آن هاست. کودکان دو، سه و چهار ساله عاشق کمک کردن هستند!

پس از این ویژگی آن ها استفاده کنید و آن ها را دست کم نگیرید. البته در این زمینه، مرحله رشدی کودک و کارهایی را که می تواند انجام دهد در نظر داشته باشید.

به عنوان مثال کودکان در سن دو سالگی قادرند لباس های کثیف را در سبد رختشویی بریزند، اسباب بازی ها را پس از بازی جمع آوری و هنگام شست و شوی لباس ها به کمک شما لباس های تیره را از لباس های روشن جدا کنند.

در سن سه سالگی نیز قادرند جوراب های شسته شده را با کمک رنگ و شکل شان جفت کنند، به یک گیاه آب دهند، چیزی را که زمین می ریزد پاک کنند و ظرف خود را از روی میز جمع کنند.

در سن چهار سالگی نیز باید قادر باشند ظرف ها، قاشق ها و دستمال سفره ها را روی میز بچینند، حوله ها را تا کنند، گردگیری کنند، در مرتب کردن رختخواب خود کمک کنند، شیر بریزند و با یک جاروی کوچک زمین را جارو کنند.

بنابراین می توانید با توجه به توانایی فرزندتان، از همین سنین اقدام به دادن وظایف خانه به آن ها کنید.

چگونه باید وظایف خانه را به عهده کودکان گذاشت؟

کارهای منزل از نظر والدین کارهایی کوچک و تکراری هستند که همیشه در خانه انجام می شوند، اما در نظر بسیاری ازکودکان این کارها بسیار مشکل و ناخوشایندند و معمولا با بحث و جدل های زیادی همراه است. برای واگذاری کارهای منزل به کودکان تان نکات زیر را در نظر بگیرید.

۱ – کودکان را دست کم نگیرید: اغلب والدین کارهایی را که کودکان قادر به انجام شان هستند پایین تر از حد واقعی در نظر می گیرند. آن ها حتی ممکن است کارهایی را برای کودکانشان انجام دهند که خود آن ها به خوبی قادر به انجامش هستند.

۲ – وظایفی را واگذار کنید که مناسب سن کودکان باشد: اگر وظیفه ای که به او می دهید برای سنش مشکل باشد، ناامید و دلزده خواهد شد. اما اگر کارها طوری باشند که کودک از عهده انجام آن ها به خوبی برآید، به این ترتیب تشویق می شود و می خواهد کارهای بیشتری انجام دهد.

۳ – به خاطر داشته باشید کلید کار «سادگی» است: کودکان خردسال عادت دارند به محدوده کوچکی توجه کنند. بنابراین انجام کارهایی را به او بسپارید که در یک محدوده کوچک باشد تا او را خسته نکند.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه

۵ روش برای به کنترل درآوردن ضمیر ناخودآگاه

1- اصل خود هوشیاری 

انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنج‌گانه و یا فکر دریافت می‌کند. بهترین راه برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه، توجه لحظه به لحظه به خود است.
زندگی و سرنوشت ما با باورها و اندیشه‌های خودمان شکل می‌گیرد و به دست ما خلق می‌شود.

2- اصل استفاده از قدرت سوال 

هر سوالی که انسان از خود می‌کند، بازتاب خاصی در روحیه و فکر او دارد. زمانی که فرد از خود می‌پرسد چگونه است که من خوشبختم؟ نفس این سوال روحیه‌اش را شاد می‌کند و به او این را القا می‌کند که “بله من خوشبختم.”
هر سوالی که انسان از خود می‌کند کیفیت زندگی او را مشخص می‌کند؛ بنابراین هر موقع در شرایط سختی قرار گرفتید به جای اینکه از خود بپرسید که این چه شرایطی است؟ بهتر است سوال کنید که چگونه می‌توانم شرایط را بهتر کنم؟

3- اصل استفاده از قدرت تمرکز 

در هر زمان بر هر چیزی که تمرکز کنید بازتاب آن را در روحیه خود احساس می‌کنید. مثلا وقتی روی یک گل زیبا متمرکز شوید روحیه‌تان شاد می‌شود و فکرهای مثبت به سراغتان می‌آید اما تمرکز روی خاطرات بد گذشته، باعث افسردگی می‌شود و اثرات منفی را در زندگی شما ایجاد می‌کند.

4- اصل استفاده از جملات تأکیدی و تصدیقی مثبت 

سعی کنید از جملات تاکیدی مثبت استفاده کنید. جملاتی که ویژگی‌های خوب شما را به تصویر می‌کشد. مثلا: “من ایده‌های بزرگی در سر دارم و آن‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کنم. من هر روز سالم‌تر و تندرست‌تر می شوم. من یک برنده بزرگ هستم. چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است و …”.

5- اصل تصویرسازی ذهنی 

تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین روش‌های برنامه‌ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است. ثروتمندترین و موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته‌اند در ذهن خود خیال‌پروری مثبت بکنند. تخیل، فکر، امید، آرزو، خواسته، اشتیاق به‌ علاوه ایمان به موفقیت و اقدام، شما را به هدفتان می‌رساند.

شما می‌توانید با موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید و برای آرزوی خود امید ایجاد کرده و امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. وقتی شما مثبت فکر می‌کنید، به تصویر زیبا نگاه می‌کنید، به موسیقی شاد گوش می‌کنید و …، سیگنال‌های مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود. هم باور عالی در نظام باور شما می‌سازد و هم اثر خوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می‌گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی‌گردد.

بنابراین زمانی که انسان بتواند ضمیر ناخودآگاه خود را که 90 درصد ذهن او را در بر گرفته است تحت کنترل خود در آورد می‌تواند به طور فوق العاده ای قدرتمند باشد! پس برای اینکه به همه آرزوها و اهدافتان در زندگی برسید سعی کنید تا ضمیر ناخودآگاه خود را بشناسید و همه زمزمه‌ها و نجواهایی که با آن دارید را مثبت کنید.

ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت در این بخش از محتوا سایت به بررسی نظریه های شخصیت می …

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان

راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان راهبردهای عملی رفتار با نوجوانان …

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک چیست؟ در پاسخ به این سوال که عشق نوروتیک چیست؟ باید گفت …